«والقربان ما يقصد به القرب من رحمه الله من اعمال البر»
قربان هر کار نيکي است که انسان به وسيله آن بخواهد به رحمت خدا نزديک گردد.
حج يکي از مترقي ترين ابعاد اعتقادي، عملي اسلام پس از توحيد و جهاد است حج در لغت آهنگ «مقصدي کردن» است که طبيعا حاج به مفهوم قصد کننده خواهد بود. در فرهنگ اسلامي از آداب و اعمالي که در حج انجام مي گيرد تحت عنوان «مناسک حج» ياد مي شود اين مناسک همچون منشور بي نهايت زندگي است که هر فردي به اقتضاي سطح درک خويش به مشاهده پرتوهايي از آن موفق مي گردد.
مناسک حج در يک نگاه کلي سير وجودي انسان به سوي خدا است. نمايشي از فلسفه خلقت بنيآدم است. فلسفه اي که در مرکز آن خدا قرار دارد و امت در گرداگرد آن به ذکر مشغولند.
در اين حرکت که از حضرت آدم شروع مي شود و شخصيت هاي اصلي آن ابراهيم و هاجر و اسماعيل و مواقف آن حرم، مشعرالحرام، مسعي و عرفات و مني است براي انسان اين فلسفه خلقت را تجسمي واقعي و عيني مي بخشد.
انساني که از همه جا رسته و تنها در سيل خروشان انسان ها مثل ذره اي در يک درياي بيکران آدمي که جز ياد و نام خدا را در ذهن ندارند رها مي گردد حتي از نزديک ترين افراد و بستگان خود فاصله اي بسيار زياد دارد هرچند شانه به شانه و پهلو به پهلوي آن ها حرکت کند انسان در اين معرکه عبادت و عقيده خود به اختيار گام برنمي دارد حج و آهنگ اجتماعي وي را به پيش مي برد.
حج بزرگ ترين کنگره عبادي، سياسي و اجتماعي مسلمين است بالاترين هدف و باارزش ترين مفهومي که از حج برداشت مي شود جنبه هاي عبادي، سياسي و اجتماعي اين فريضه الهي است در حج هزاران هزار مسلمان گرد هم ميآيند تا ضمن انجام يک فريضه الهي يک نيايش دسته جمعي جهاني و يک حرکت توفنده اعتقادي را عليه کليه عقايد شرک و کفر نشان داده و وحدت و انسجام جهاني خود را عليه مظاهر حاکميت هاي غيرتوحيدي فراهم و استضعاف و بي عدالتي را به نمايش بگذارند. هيچ عملي در حج بي مفهوم نيست و هريک از اعمال اشاره اي به گوشه اي از تاريخ و حقيقتي در اسلام دارند.
اگرچه حج يک مساله تعبدي است ولي دانستن برخي رموز مناسک حج مي تواند در بهتر انجام گرفتن و درک بيشتر معنويت موجود در آنها موثر افتد. تک تک اعمالي که در حج انجام مي گيرد نه هدف که صرفا وسيله اي در جهت دستيابي به هدف هستند.
يکي از جنبه هاي مهم حج جنبه سياسي آن است بعد سياسي حج به هيچ عنوان از حج تفکيک پذير نيست چرا که قرآن هدف از وجودخانه کعبه را محلي براي قيام مردم مي داند از جمله وظايف واجبه در مني براي کسي که حج تمتع به جا ميآورد در روز عيد کشتن حيواني است شتر يا گاو يا گوسفند که فربه و بي عيب باشد و اين عمل را از آن نظر که عبادت است و وسيله تقرب به خداست قربان مي گويند و از آن جهت که اين عبادت در ساعت ضحي که به معناي ارتفاع روز و انبساط نور آفتاب است (چاشتگاه) واقع مي شود روز عيد قربان را عيد اضحي نيز مي نامند.
قرباني رمز فداکاري و ازخودگذشتگي و دادن جان در راه محبوب و حد نهايي تسليم در برابر معبود است يعني همچنان که خون اين قرباني را در راه تو اي خالق يکتا بي دريغ مي ريزم حاضرم بدون هرگونه تعقل در راه دفاع از حريم دين و اجراي فرامين آسماني تو از جان خود نيز بگذرم و خون خود را تقديم پيشگاه اقدست نمايم.
زماني که حيواني در روز عيد قربان در وادي مني به دست حجاج مسلمان ذبح مي شود و نغمه روحاني «بسم الله وجهت وجهي للذي فطر السموات والارض» طنين در فضاي قربانگاه مي افکند خاطره اعجاب انگيز و الهام بخش دو عبد موحد و دو بنده با اخلاص خدا ابراهيم و اسماعيل را در دل ها زنده مي سازد.
پدري پير و کهنسال با چهره اي نوراني و ملکوتي که آثار عظمت و جلالت روحي از سيماي متين و آرام او نمايان است بر بالين فرزند جوان و خوش سيماي خود ايستاده آستين بالا مي زند و تيغ برنده اي را در پي حکم غيبي الهي بر گلوي فرزند مي نهد.
فرزند نيز بدون ترس و وحشت و با حالت تسليم مي گويد پدر به آنچه مامور گشته اي عمل کن که من هم به خواست خدا از صبرکنندگان خواهم بود و سرانجام ابراهيم با موفقيت کامل از اين امتحان بزرگ الهي سربلند بيرون آمده و به درجه اي از اخلاص و فداکاري در راه خدا مي رسد که خداوند مي فرمايد: ذبح عظيمي فدايش کرديم.
لذا خداوند براي بزرگداشت اين خاطره توحيدي و اخلاص الهي مقرر فرموده هر سال در موسم حج در وادي مني توسط زوار بيت الله الحرام گوسفند، گاو و يا شتري ذبح گردد تا آن صحنه فوق العاده درخشان چون نوري براي هميشه در تاريخ انسانيت بدرخشد و خاطره ازخودگذشتگي آن دو بنده مخلص (ابراهيم و اسماعيل) سندي براي نمايش شرف و فضيلت آدميت باشد.
لذا مسلمين در روز عيد قربان موظفند با تشکيل مجامع عمومي و برگزاري نماز عيد و انشاي خطبه شرکت عظيم و آسماني خود را در اين عيد مبارک به گوش جهانيان برسانند و رعب و ترس از اتحاد و همبستگي خود را در قلب دنياي استکبار و کفر و نفاق بيفکنند.

سالروز شهادت امام محمدباقر(ع) تسلیت باد


   به نقل از کتاب احياگر تشيع

شهادت امام باقر (عليه السلام)
اين واقعيتي است که خاندان پيامبر(صلي الله عليه وآله) رادر روزسقيفه کشتند وقتل ومسموميت آنهارا رد طول تاريخ ازآن زمان رقم زدند واين مسأله اي است که حضرات معصومين (عليهم السلام) درگفته ها واظهار نظرهاي خود بارها ازآن سخن گفته اند.
وبدين سان امام باقر(عليهم السلام) ودرپي او امام صادق(عليهم السلام) وديگران درصف وخطي قراردارند که فرجام شان شهادت است واين مسأله اي است که ازخود آنها نقل شده :
مامِنَّا اِلاَّ مَسمُومُ اَومَقتولُ «هيچک ازماامامان نسيت، جزآنکه مسموم ويامقتول است.» ...


دفن ومزار

...امام باقر(عليهم السلام)ازدنيارفت وخبرمشهور اين واقعه در7ذي الحجه سال 114اتفاق افتاد اگر چه اسناد ديگري هم دراين زمينه وجود دارد .تشييع آبرومندانه اي ازاو بعمل آمد وامام صادق(عليهم السلام)برجنازه پدر نمازگزارد واورا دربقيع ، درجوار پدربزرگوارش دفن کردند ومزار اوزيارتگاه است. ...

 

   به نقل از کتاب سوگنامه آل محمد(ص)

مسموم شدن امام باقر(عليه السلام)
آنچه مسلم است اين است که امام باقر( عليه السلام) با طرح مرموز ومخفيانه هشام بن عبدالملک ، مسموم شده وبه شهادت رسيد، ولي عامل وچگونگي آن بروشني مشخص نيست .
بعضي مي نويسند: ابراهيم بن وليد بن يزيد بن عبدالملک ( پسر برادر زاده هشام) آن حضرت را مسموم نمود
وبعضي مي نويسند : زيد بن حسن به دستورهشام ، زهر را به زين اسب ماليد واسب را به حضور امام باقر( عليه السلام) آورد، واصرار کرد که آن حضرت برآن سوار گردد ، آن حضرت ناگزير بر آن سوار شد وآن زهر دربدن او اثر کرد ، به گونه اي که رانهايش متورم شد وسه روز به سختی در بستر بيماري افتاد وسرانجام به شهادت رسيد .
آن حضرت ساعات آخر عمر ، کفنهاي خود را که پارچه سفيدي که باآن احرام بجا آورده بود مشخص نمود
ازکف برفت صبر و نماندش دگر قرار
دين شد تهي زمخزن اسرارکردگار
ازضعف برجبين منيرش عرق نشست
ارکان پنجمين امامت زهم شکست
گاهي زبان به ذکر حق وگه شدي به هوش
ازدل کشيده آه شرربار وشد خموش

 
 

   به نقل از کتاب منتهي الآمال


امام باقر (عليه السلام) در بستر بيماري

کليني به سند صحيح اززراره روايت کرده است که گفت روزي از حضرت امام محمد باقر (عليه السلام) شنيدم که فرمود :
درخواب ديدم که برسرکوهي ايستاده ام ومردم ازهرطرف آن کوه به سوي من بالا مي آمدند چون مردم بسياري دراطراف آن کوه جمع شدند به ناگاه کوه بلند شد ومردم ازهرطرف آن فرو مي ريختند ، تا آنکه جماعتي برآن کوه باقي ماندند واين اتفاق پنج مرتبه تکرارشد ، گويا آن حضرت اين خواب رابه وفات خود تعبير فرموده بود ، که بعدازگذشت پنج شب ازاين خواب به رحمت ايزدي پيوستند .
درکافي وبصائر الدَّرجات وسايرکتابهاي معتبرروايت کرده اند که حضرت امام صادق(عليه السلام) فرمود :
که پدرم بيماري سختي گرفته بود وبيشتر مردم ازبيماري حضرت ترسيدند واهل بيت آن حضرت را به گريه درآمدند که امام باقر(عليه السلام) فرمود :
من دراين بيماري ازدنيا نخواهم رفت زيرا دو نفر نزد من آمدند وبه من چنين خبردادند پس ازآن بيماري صحت يافت ومدتي وسالم بود .
وبرای من زمين را بشکاف وگود کن زيرا که من فربه هستم ودرزمين مدينه براي من نمي توان لحد ساخت .
علت فرمايش حضرت آن است که زمينهاي مدينه سخت بودند بجاي آنکه قبر را به اندازه قد متوسط انسان گود کنند ، معمولاً براي قبر درآن زمينها لحد درمي آوردند يعني حفره اي به اندازه جسد درديوار قبردرسمت قبله درست مي کردند وچون امام صادق(عليه السلام) فربه وچاق بودند ودرديوار قبربه سختي جاي مي گرفتند ، لذا وصيت کردند که زمين را براي اين امر گود نمايند تا ايشان به آساني وبدون مشکل درقبر شريفشان جاي گيرند .
پس گفتم : اي پدر بزرگوار من امروز تورا ازهمه وقت سالم تر مي بينم وناراحتي درتو مشاهده نمي کنم حضرت فرمود : آن دونفر که درآن بيماري صحت وسلامت من راخبر دادند دراين بيماري به نزد من آمدند وگفتند : دراين مريضي به عالم آخرت رحلت مي نمايي وبه روايت ديگري فرمود :
که اي فرزند ، مگر نشنيدي حضرت علي بن الحسين (عليهما السلام) من را ازپس ديوار ندا کرد که اي محمد بيا وزود باش که ما انتظار تورا مي کشيم .
کليني به سند حسن روايت کرده است که حضرت امام محمد باقر(عليه السلام) هشتصد درهم براي تعزيه وماتم خود وصيت فرمود .
وبه سند موثق ازحضرت امام صادق(عليه السلام) روايت کرده است که پدرم گفت :
اي جعفر ازمال من براي ندبه کنندگان وقف کن که ده سال درمني درموسم حج برمن ندبه وگريه کنند ورسم ماتم راتجديد نمايند وبرمظلوميت من زاري کنند .
کليني به سند معتبر نيزروايت کرده است که چون امام محمد باقر(عليه السلام) به جهان باقي رحلت نمود ، حضرت امام صادق(عليه السلام) فرمود : که هرشب درحجره اي که آن حضرت درآن وفات يافته بود ، چراغ مي افروختند .
شيخ عباس قمي ميگويند : که درتاريخ وفات آن حضرت اختلافست و وفات ايشان درروز دوشنبه هفتم ذيحجه سال صدو چهاردهم به سن پنجاه وهفت سالگي درمدينه مشرفه اتفاق افتاد .
وفات ايشان درايام خلافت هشام بن عبدالملک بود وگفته شده که آن حضرت راابراهيم بن وليد بن عبدالملک بن مروان به زهر شهيد کرده وشايد به امر هشام بوده است .
قبر مقدس آن حضرت به اتفاق همگي دربقيع ، پهلوي پدروعم بزرگوار خود ، حضرت امام حسن (عليه السلام) قرار دارد .